هیئت وارثان ثارالله (ع)
  
 هیئت وارثان ثارالله (ع) شهرک ولی عصر (عج) تهران- مداحی و اشعار مذهبی
 
شهریور 1390
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1390
شهادت امام صادق علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم

باز گرقته دلم برای مدینه
باز نشسته دلم به پای مدینه
شکر خدا عاشق دیار حبیبم
شکر خدا که شدم گدای مدینه
بال فرشته است، سایبان قبورش
بال فرشته است،خاک پای مدینه
در کفنم تربت بقیع گذارید
صحن بقیع است، کربلای مدینه
کرب و بلا می­شود دوباره مجسم
تا که به یاد آورم عزای مدینه
دست من و لطف دست با کرم تو
جان به فدای بقیع بی حرم تو

سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟
یا که خداوند آفریده خمیده؟
منحنی قدت از کهولت سن نیست
شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده
بس که غریبی تو ای سپیده محاسن
شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده
نیست توان پیاده رفتنت ای مرد
پس به کجا می روی خمیده، خمیده
هر که صدای تو را میان محله
وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده
در وسط کوچه ها صدای تو این بود
مادر من، مادر شهیده، خمیده
کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟
در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟

وقتی درِ خانه در برابرت افتاد
خاطره ای در دل مطهرت افتاد
مرد محاسن سپید شهر مدینه
کاش نگویی چگونه پیکرت افتاد
گرم خجالت شدند خیل ملائک
حرمت عمامه ات که از سرت افتاد
راستی این کوچه آشناست، نه آقا؟
یعنی همین جا نبود مادرت افتاد؟
تکیه زدی تا تنت به خاک نیفتد
حیف ولی لحظه های آخرت افتاد

سروده ی علی اکبر لطیفیان


***

 

داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد

جگرى سوخته یاد از جگر سوخته کرد

جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود

باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

بر جگر آنکه ولایت به موالى همه داشت

محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت

آن امامى که لواى شرف افراخته بود

زهر منصور به جانش شرر انداخته بود

آه از آن روز که بگرفت زطاغوت زمان

آتش از چار طرف خانه او را به میان

وندرآن خرمن آتش، ولى رب جلیل

راه مى رفته و می گفت منم پور خلیل

شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد

یاد آتش زدن خانه زهرا مى کرد

آنکه هم ظاهر و هم باطن ما مى داند

با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند

چارمین قبله عشق است به دامان بقیع

رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع

 سروده ی سید رضا مؤید


 
یکشنبه 30 مرداد ماه سال 1390
شعر شهادت حضرت علی علیه السلام

یا علی(ع)

از عطای فاطمه من مبتلا بر حیدرم

از ازل تا روز محشر ریزه خوار این درم

مرتضی خود گفته بابای ِمنِ مسکین بود

او بود بابا و زهرای مطهر مادرم

ظهر عاشورای او لب تشنه سینه می زنم

تا دهد با دست خود روز قیامت کوثرم

شامیان گفتند علی آیا مسلمان بوده است

از غریبی علی خاک مصیبت برسرم

لیله ی قدری سحر کرب و بلا یا که نجف

کی شود احیاء بگیرم از عطای دلبرم

ذات هر کس در قیامت نقش پیشانی اوست

نقش پیشانی من باشد غلام حیدرم

شکر اینکه عاشق اولاد زهرا گشته ام

تا دم مرگم بگریم یاد شاه بی سرم

مرگ عشاق علی عین زیارت رفتن است

بهر دلجوئی ما آید امام و سرورم

ذکر ما لحظه به لحظه ساقی کوثر مدد

تا بیاید مهدی صاحب زمان حیدر مدد

سروده ی جواد حیدری

***

کنار بستر بابا

 نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام

نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام

می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود

خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی

غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام

میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت

تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام

من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ

سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام

بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند

نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام

بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم

تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام

دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم

تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام

خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما

آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام

گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است

کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام

من خودم معجر رسان دختران حیدرم

کور خواهد شد نخواهد دید دشمن، خواری ام

سروده ی جواد حیدری

 ***

یا امیر المومنین علیه السلام

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد
نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

غمخوار دردمندان امشب شهید گردید
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت
امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند
مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد
امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید
آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان
امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

سروده ی حمید سبزواری


 
شنبه 2 خرداد ماه سال 1388
برنامه عزاداری هیئت وارثان در فاطمیه دوم

برنامه عزادرای هیئت وارثان ثاراله بمناسبت شهادت مظلومانه ام الائمه النجبا فاطمه زهرا سلام اله علیها  

 در ایام فاطمیه دوم از روز یکشنبه ۳/۳/۸۸ لغایت جمعه ۸/۸/۸۸ راس ساعت ۱۸در مسجد حضرت امیرالمومنین (ع) واقع در شهرک ولیعصر خیابان طالقانی برگزار خواهد شد. سخنران حجت الاسلام رضا جعفری


 
چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1388
برنامه عزاداری در فاطمیه اول

برنامه عزادرای هیئت وارثان ثاراله بمناسبت شهادت مظلومانه ام الائمه النجبا فاطمه زهرا سلام اله علیها  

 در ایام فاطمیه اول از روز چهارشنبه ۱۶/۲/۸۸ لغایت یکشنبه ۲۰/۲/۸۸ راس ساعت ۳۰/۱۷ در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) واقع در شهرک ولیعصر خیابان شهید احمد حسینی برگزار خواهد شد. سخنران حجت الاسلام رضا جعفری


 
چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1388
شعر های شهادت حضرت زهرا سلام اله علیها

جان مادرت

دلها شده دوباره پریشان مادرت

آقا  بیا به مجلس ما جان مادرت

روزی فاطمیه ی ما را زیاد کن

دست شماست سفره ی احسان مادرت

در فاطمیه بیعت خود تازه می کنیم

تا که شویم باز مسلمان مادرت

تصدیق می کنیم که تطهیرمان کنی

شاید شویم سائل و مهمان مادرت

وقتی برای آمدنت کم گذاشتیم

گشتیم شیعیان پشیمان مادرت

ای مرد انتقام کتک خورد ه ها ببین

افتاده ایست پشت در خانه مادرت

آبادتر شدند حرم های اهل بیت

غیر از مزار خاکی پنهان مادر ت

 سرود ه ی جواد حیدری

***

شکر حق

شکر می گویم خدا را خلقتم زهرایی است

شد گواهم اشک جاری طینتم زهرایی است

گر نگاهی هم نمایم دست من خواهد گرفت

من نخواهم شد ذلیل وعزتم زهرایی است

فاطمیّه از محرم بیشتر جلوه کنم

برجهان تاثیر دارم قدرتم زهرایی است

من حسینی بودنم را خرج مادر می کنم

شاهدم باشد خود او هیئتم زهرایی است

عاشقی گفتا قبر می خواهم چکار

بی نشانم کن  ببینم تربتم زهرایی است

مادری اش روز محشر تازه گل خواهد نمود

تازه می فهمم خدایا قیمتم زهرایی است

شد به یک سیلی تمام چهره های ما کبود

غصه هایم گریه هایم غربتم زهرایی است

آن زمانی که زند تکیه به کعبه مهدی اش

فاش می گوید به عالم دولتم زهرایی است

سروده ی جواد حیدری

***

رباعیات و دو بیتی های ایام فاطمیه

ای آن که شما اهل جفا و شررید

از مردم بت پرست نامردترید

در خانه مرا شبیه محسن بکشید

از خانه علی مرتضی را نبرید

 سروده ی جواد حیدری

***

من حاجی کعبه ی امامت هستم

در حج ولا در استقامت هستم

تا اینکه علی را به سلامت دیدم

در اوج شکستگی سلامت هستم

سروده ی جواد حیدری

***

در زیر لگد دو چشم من سوی تو بود

گیسوم پریشان تو و موی تو بود

با پهلوی بشکسته تو دیدی حیدر

زهرا همه جا همیشه پهلوی تو بود

سروده ی جواد حیدری

***

ای سینه پصاف و ساده ی من به فدات

این قامت ایستاده ی من به فدات

تا اینکه بمانی و همیشه باشی

یک سوم خانواده ی من به فدات

سروده علی اکبر لطیفیان

***

پروانه ی شمع سحرت می گردم

ای کعبه خودم دور سرت می گردم

امروز به جبران نود زخم احد

بنگر که چگونه سپرت می گردم

سروده علی اکبر لطیفیان

***

یا فاطمه از اشک ترا می خواهیم

بیمار تو هستیم و دوا می خواهیم

هر کس پی حاجتی رود بر در دوست

ما از تو برات کربلا می خواهیم

سروده ی حبیب الله موحد

***

دیدار بقیع ز آرزویم نرود

من فاطمیم ز خلق وخویم نرود

عمریست غلام در گه زهرایم

 یا رب مددی که آبرویم نرود

سروده ی حبیب الله موحد

***

عمریست دلم گشته هلاکت زهرا

دست من و آن دامن پاکت زهرا

بنما کرمی که بار دیگر ای گل

صورت بنهم به روی خاکت زهرا

سروده ی حبیب الله موحد

***

یا فاطمه از غصه کبابم کردی

چون شمع تو قطره قطره آبم کردی

یک شهر سلام بی جوابم کردند

از چیست تو این گونه جوابم کردی

سروده ی حبیب الله موحد

***

یا رب به میان شعله وآتش و دود

بگرفته فلک ز دست من بود و نبود

با ضرب لگد پهلوی یارم بشکست

پوشیده دو دیده از جهان یاس کبود

سروده ی حبیب الله موحد

***

یا رب ز فشار درب بی تاب شدم

ا ز ضربت سیلی عدو خواب شدم

هوش از سر من ربوده درد پهلو

اما ز غریبی علی آب شدم

سروده ی حبیب الله موحد

***

پیراهن اضافی

با سینه ی شکسته علی را صدا مکن

اینگونه پیش من کفنت را سوا مکن

هفتاد وپنج روز زمن رو گرفته ای

امروز را بیا و از این کارها مکن

من روزدم تو خنده به تابوت می کنی!!

اینگونه با دلی شکسته است تا مکن

پیراهن اضافی نداری عوض کنی

پس بر لباس خونی خود اعتنا مکن

از این طرف به آن طرف خانه پیش من

پیراهن حسین مرا جابه جا مکن

من بیشتر به فکر توام درد می کشی

پس زودتر برو، برو فکر مرا مکن

هر قدر هم که باز بگویم نرو بمان

بی فایده است پس برو و پا به پا مکن

اصلا بیا بدون خداحافظی برو

حتی برای ماندن من هم دعا کن

علی اکبر لطیفیان

***

حرمت بانو

گیرم که خانه خانه ی وحی خدا نبود

آتش به بیت ام ابیها روا نبود

آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزاست

در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود

در آستان خانه ی او دود بهر چیست

آل رسول تازه مگر در عزا نبود

احمد مگر سلام به او بارها نداد

زهرا مگر زاهل همین هل اتا نبود

پرداخت شد بهای رسالت عجب چه زود

پس بیعت ولای علی بی بها نبود

حالا چه وقت مجلس شورای رهبر است

حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود

ای قوم این همه عجله از برای چیست

مولا مگر به غسل رسول خدا نبود

در کار خیر این همه رای خلاف چیست

حالا که وقت شبهه و چون و چرا نبود

در شهرتان همایش نا مردی از چه روست

بازوی دین سزای غلاف جفا نبود

نامردی است ضربه به گل بی هوا زدن

آیا هجوم سیلی تان بی هوا نبود؟

حتی صدای سیلی تان تا بقیع رفت

این کار غیر زاده ی قوم دغا نبود

این ماجرا حماسه ی زهرا شناسی است

کوثر مگر شناسه ی خیر النسا نبود

سروده ی محمود ژولیده

***

بار سنگین

ای خدا صبر بده در غم بی مادر ی ام

سخت لبریز شده عاطفه ی دختر ی ام

مادرم کو که کِشد دست نوازش به سرم

یا مرا هم ببرد یا کند از غم بری ام

خانه داری شده کار من طفل معصوم

نیست ای مادر من تجربه ی مادری ام

زیر بار غم سنگین تو من می میرم

گر تسلی ندهی یا نکنی دلبری ام

فضه فکر من و فکر حسنین است ولی

من غم خانه نشین دارم و از خود بری ام

تربت مخفی تو هست همه دلخوشی ام

همه آرامشم این است که من کوثری ام

گل بستر نظرم را به خودش جلب کند

تا زیادم نرود زخم تو ای بستری ام

با نگاه در و دیوار شود پایم سست

پشت در زائر قبر پسر آخری ام

کاشکی رنگ در خانه عوض می گردید

من خودم سوخته از این در خاکستری ام

ای خدا شکر که بابا و برادر دارم

وای از آن دم که سر نیزه کند سروری ام

زیر خورشید سرت محمل بی سایه رود

تابشی کن که نبینند به بی معجری ام

سروده ی محمود ژولیده


 
چهارشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1388
شعر ولادت حضرت زینب

دوباره آمده از ره بهار عاطفه ها

گلی شکفته شده از یل و تبار عاطفه ها

به آسمان علی ماه روی زینب بین

حلول عشق نگر در مدار عاطفه ها

چه کودکی که به والله هیبت الله است

از اوست شان بلند وقار عاطفه ها

مقام صبر خدا داد بر علی و بتول

درود بر نصب بردبار عاطفه ها

رسید در بغل یار و با کنایت گفت

همیشه عشق بوده در حصار عاطفه ها

 

مرا اسیر دو لبخند زینبم کردند

هزار شکر که در بند زینبم کردند

 

عزیز خانه ی حق ماده شیر آورده

امیره ای زبرای امیر آورده

به روی دست علی آنچنان نمایان که

خدا دلیل دگر بر غدیر آورده

پیام وحی برای پیمبر خاتم

خبر زعالمه ای بی نظیر آورده

شب ولادت گریه است فاطمه امشب

که غم به قلب تو درد کثیر آورده

امیر زاده همیشه امیر می ماند

در این میانه که نام اسیر آورده

 

ولادت گل خیر النسا مبارکباد

طلوع زین اب مرتضی مبارکباد

 

تویی که جلوه ی نامت مرا به بالا برد

مرا به سوی خداوند حی یکتا برد

کنار ساحل و جامانده بودم از کشتی

هوای تو ما را به سمت دریا برد

ببین چگونه اسیر نگار گردیدم

خودم جدا و دلم را جدا به یغما برد

به عقل پا زده مجنون یار گشتم تا

مرا به خاک نشینی شهر لیلا برد

سلام جانب او دادم و به جای جواب

چقدر ساده دلم را به سوی آقا برد

 

ستاره ی سحر شام کربلا بانو

نگاه می کنی و می کُشی مرا بانو

 

مقیم زلف تو حالی خراب می خواهد

چو شمع سوخته جانی مذاب می خواهد

تمام لشکر شب را به دست صبح بکُش

ببین که خانه ما آفتاب می خواهد

بلند می شود آری درفش دین خدا

رسول دیگری این انقلاب می خواهد

دلا زسینه می روی به شهر حسین

یقین بدار که این شهر باب می خواهد

برای آن که بماند وقار زینبییش

شبیه زانوی سقا رکاب می خواهد

 

غروب علقمه اقتدار عباس است

عقیله خواهر محمل سوار عباس است

 

تمام نیزه نشینان تو را دعا کردند

میان دشت بلا تو در غمت رها کردند

دمی که بر رگ حلقوم عشق بوسه زدی

تو را به کعب نی کینه ها جدا کردند

عزیز خانه زهد و عفاف بودی که

حرامیان عرب معجر تو وا کردند

به کوفه رفتی و بازار چشم نامحرم

تو را حقیر سرانگشتشان نما کردند

نگاه خسته ی یک ناقه سخت می گریید

تو را دمی که خارجیان خارجی صدا کردند

 

زدیده گریهی باران نم نم آمده است

شب تولد تو یا محرم آمده است

سروده ی علی شکاری

 


 
سه شنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1388
جشن ولادت

مراسم جشن هیئت وارثان ثاراله (ع) بمناسبت ولات با سعادت  

حضرن زینب سلام اله علیها 

روز پنجشنبه ۱۰/۲/۸۸ راس ساعت ۲۱ در فاطمیه واقع در شهرک ولیعصر (عج) خیابان شهید احمد حسینی کوچه فاطمیه برگزار خواهد شد. التماس دعا


 
یکشنبه 16 فروردین ماه سال 1388
سالروز وفات کریمه اهل البیت فاطمه معصومه تسلیت باد

مراسم عزاداری هیئت وارثان ثاراله علیه السلام بمناسبت رحلت   

حضرت فاطمه معصومه سلام اله علیها

 روز یک شنبه ۱۶/۱/۸۸ بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد حضرت ابوالفضل واقع در شهرک ولی عصر خیابان شهید احمد حسینی برگزار خواهد شد .التماس دعا


 
پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387
مراسم عزاداری آخر صفر

مراسم عزاداری هیئت وارثان ثاراله علیه السلام بمناسبت ایام رحلت   

حضرت رسول اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام 

از روز شنبه 3/12/87 به مدت 5 شب از ساعت 30/19 در مسجد حضرت ابوالفضل واقع در شهرک ولی عصر خیابان شهید احمد حسینی برگزار خواهد شد .التماس دعا


 
دوشنبه 7 بهمن ماه سال 1387
ایام مصیبت ال اله در شام را تسلیت عرض می نماییم.

مراسم عزاداری هیئت وارثان ثارالله(ع) بمناسبت  

مصیبت آل الله در شام  

به مدت 10 شب از روز سه شنبه 8/11/87 بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد چهارده معصوم واقع در شهرک ولی عصر خیابان شهید پریمی( شریعتی) برگزار خواهد شد. التماس دعا


 
شنبه 7 دی ماه سال 1387

مراسم عزاداری هیئت وارثان ثاراله علیه السلام بمناسبت ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبداله الحسین علیه السلام

 و یاران باوفای آن حضرت از روز یکشنبه 8/9/87 تا شب 17 محرم هر روز از ساعت 14 در مسجد امام هادی علیه السلام واقع در تهران شهرک ولی عصر عج خیابان شهید مسلمی(جلالی جنوبی) برگزار خواهد شد.التماس دعا


 
شنبه 7 دی ماه سال 1387
اشعار محرم
یا حسین

آقا بیا که ما ز غمت گریه می کنیم

ماه عزاست بر حرمت گریه می کنیم

شکر خدا که دل به عزا خانه بار یافت

ماه بکاست ما به غمت گریه می کنیم

دل ها برای روزتو آماده می شوند

ما بهر دیدن علمت گریه می کنیم

ای خون ما حلال قدومت در این عزا

خون جای اشک بر قدمت گریه می کنیم

تا کی غلاف صبر، کند منع ذوالفقار

هر دم به حسرت دو دمت گریه می کنیم

می آیی وبدون ملاقات می روی

آقا به این عبور کمت گریه می کنیم

خوردی قسم به مادر پهلو شکسته ات

تا حشر هم به این قسمت گریه می کنیم

ای راز دار فاطمه برگرد چاره کن

ما از غم غدیر خمت گریه می کنیم

دشمن  به آل تو چه ستمها روا نمود

با تو به آل محترمت گریه می کنیم

از ما حضور عمه ی مظلومه ات بگو

عمری برای قد خمت گریه می کنیم

سروده ی محمود ژولیده

***

یا ابا عبداله الحسین

ما مصیبت زده ی کرب وبلاییم حسین

بال وپر سوخته ی آل عباییم حسین

بسکه خون دل از این دیده ز غمهای تو رفت

همنشین لب دریای بکاییم حسین

عمر دنیا نرسد چون به عزاداری تو

تا قیامت ز غمت عقده گشاییم حسین

روز محشر که همان یوم یفر المرءست

ما سراسیمه به سوی تو بیاییم حسین

چون که  احداث شود منبر منصور ملک

باز پا منبری یار تو ماییم حسین

هر که در حشر تو محشور شود با اهلش

ما به اذن تو ز طیف شهداییم حسین

همه آبادی دل از کرم مادر توست

ورنه ویرانه دل از شام بلاییم حسین

ما خجالت زده ی غافله سالار غمیم

   که سر افکنده ی (نحن اسراءیم )حسین

چادر و  معجر و عمامه اگر سوخته شد

ما به جای مانده از آن سوخته هاییم حسین

در دل خاک هم از منتقمان می مانیم

ما کمر بسته بفرمان ولاییم حسین

چون برآریم به عشق تو سر از خاک مزار

گرد راه پسر خیر نسائیم حسین

تا شویم عارف وآماده ی ایام  ظهور

برسر وسینه زنان غرق دعاییم حسین

سروده ی محمود ژولیده

***

 یا ابا عبداله الحسین

ما اشک را ز پاکی مادر گرفته ایم

این زندگی ز چشمه ی کوثر گرفته ایم

اذن ورود ما به بهشت خداست اشک

ما از بهشت هدیه فراتر گرفته ایم

اشک غم حسین بود خود بهشت ساز

ما بعد روضه زندگی از سر  گرفته ایم

آنکه شنید نام حسین و نریخت اشک

دوری از او به امر پیمبر گرفته ایم

ما در کفن ز تربت او نور می بریم

رزق سفر ز خاک همین در گرفته ایم

ما بی حسین پست ترین خلایقیم

با نام اوست رتبه ی بر تر گرفته ایم

ما در میان روضه ی او تحت قبه ایم 

حاجات خود به روضه مکرر گرفته ایم

تا  آب می خوریم صدا می زنیم حسین

این امر از سکینه ی اطهر گرفته ایم

سروده جواد حیدری

***

 یا ابا عبداله الحسین

من روز ازل دل به تو دلبر دادم

حق خواست که در دام غمت افتادم

شادی من از فرط غم توست حسین

چون سوخته ی غم تو هستم شادم

از کودکی ام میان هیئت هایت

من آب به دست عاشقانت دادم

بهتر زبهشت، روضه های تو بود

آموخته این راز به من استادم

یک بار که از هیئت تو جا ماندم

دیدم که هزار سال عقب افتادم

نام همه گر شود فراموش قسم

هرگز نرود نام حسین از یادم

آنقدر حسین حسین بگویم محشر

تا روضه بپا شود از این فریادم

قبل از همه جا به کربلایت رفتم

زآن روست که تا روز ابد آبادم

سروده ی جواد حیدری

 ***

 یا ابا عبداله الحسین

غفلت اگر که دامن ما را رها کند

دل دائما هوای حریم شما کند

بودن میان روضه ی تو اعتبار ماست

ما را خدا زروضه مبادا جدا کند

مالم اگر حلال بود خرج روضه است

تا مادرت به روزی ما اعتنا کند

باشد صله به مادر تو گریه بر غمت

در بین گریه فاطمه ما را دعا کند

قیمت بده به ما که نداریم ارزشی

شاید خدا که هستی ما را فدا کند

ما خلق گشته ایم شبیه شما شویم

چشمان ما به چشم شما اقتدا کند

بی غسل و بی کفن شدنم آرزو بود

ارباب ما بگو زعنایت خدا کند

باید زچشم حضرت عباس روضه خواند

شاید خدای قسمت ما کربلا کند

با دیده ای که تیر میانش نشسته است

آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کند

سروده ی جواد حیدری

***

یا ابالفضل العباس

یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین

پسر فاطمه هستی پسر ام بنین

تو علمدارترین صاحب پرچم هستی

تو به اسرار دل فاطمه محرم هستی

تا تو بودی نگرانی به دل خیمه نبود

تا تو رفتی همه ی خیمه شده رنگ کبود

گر چه گفتی تو غلامی به من اما عباس

تو شدی آبروی حضرت زهرا عباس

من زینب چه کنم بی تو در این دشت بلا

 من و یک خیمه ی پر کودک و زن در صحرا

دست تو قطع شد و دست مرا می بندند

چشم تو پاره و بر گریه ی من می خندند

جگر من شده چون چشم تو پاره پاره

دختر شیر خدا بعد تو شد آواره

از شکافی که به فرق سر تو افتاده

معجر از روی سر خواهر تو افتاده

به همان محکمی ضربت نامرد عمود

خورده ام سیلی و رخساره ی من گشته کبود

تو سر نیزه و من محمل بی پرده اخا

سهم تو علقمه و قسمت من شام بلا

سروده ی جواد حیدری

***

 یا زینب کبری

باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان

دست بسته، مو پریشان، مو کنان، مویه کنان

باورت می شد ببینی دختر خورشید را

کوچه کوچه در کنار سایهی نامحرمان

نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی

من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان

چه عجب!طشتی برای این سرت آورده اند

ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان

تا همین که چشم تو افتاده بر چشمان ما

چشم ما افتاده بر لبهای زیر خیزران

ای تمامی غرور من فدای غیرتت

لطف کن این مرد شامی را از این مجلس بران

این قدر قرآن مخوان این چوب ها نامحرمند

شب بیا ویرانه هرچه خواستی قرآن بخوان

سروده علی اکبر لطیفیان

***

یا رقیه مددی

تمام درد دلت را که از سفر گفتی

گمان کنم که دلت سوخت مختصر گفتی

من از جسارت آن دست بی حیا گفتم

تو از مشقت گودال و قطع سر گفتی

همان که آتشمان زد و خیمه را سوزاند

صدا زدم که الهی به پای مرگ افتی

چنان به روی سرم داد زد پس از سیلی

نگفته ام که نگو باز هم پدر گفتی

به روی نیلی و موی سفید دقت کن

بگو شبیه که هستم پدر، اگر گفتی؟

فقط بگو که چه شد ظالمانه چوبت زد

شما به غیر کلام خدا مگر گفتی

دلم برای غریبی عمه می سوزد

مگو زدرد سفر از چه مختصر گفتی

سروده حامد خاکی

***

یا اباعبداله

به روی نیزه مثل آفتابی

نمی شد باورم دیگر نتابی

نمی دانم چرا از روز اول

به روی نیزه ها در اضطرابی

اگرچه مصحف بی رنگ و رویی

بخوان از نی، که خود قرآن نابی

میان مجلس قوم ستمگر

سرت را دیدم و ظرف شرابی

برای خلوت طفل یتیمت

تو تفسیر دعای مستجابی

خجالت می کشد وقتی رقیه

تو را خواند ولی ناید جوابی

الهی کاش در کنج خرابه

سرت پوشیده آید با نقابی

سروده کمال مومنی

***

شهادت عبداله ابن الحسن

یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنی

که به این سینهی مجروح تو با پا نزنی

ذکر لا حول ولا از دو لبش می بارد

با چنین نیزه ی سر سخت به لبها نزنی

عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ

می شود پر به سوی حنجره حالا نزنی؟

نیزه ات را که زدی باز کشیدی بیرون

می زنی باز دوباره نشد آیا نزنی؟

نیزه ات را که زدی باز!!نمی شد حالا

ساقه ی نیزه خونین شده را تا نزنی؟

من از این وادی خون زنده نباید بروم

شک نکن اینکه پرم را بزنی یا نزنی

دست و دل باز شو ای دست بیا کاری کن

فرصت خوب پریدن شده! در جا نزنی

سروده علیرضا لک

 ***

یا ایا عبداله الحسین

افتاده ای روی زمین و سر نداری

در این بیابان یک نفر یاور نداری

از بس جراحت بر تنت جا خوش نموده

یک جای سالم در همه پیکر نداری

بگذار تا که جان دهم پیش تن تو

اصلا تصور کن دگر خواهر نداری

در خیمه ها هر کودکی چشم انتظار است

خیزو بگو عباس آب آور نداری

در خیمه ها هر کودکی چشم انتظار است

خیز و بگو عباس آب آور نداری

با من بگو پیراهن و عمامه ات کو؟

بگذر از این انگشت و انگشتر نداری

سروده حسن بیاتی

***

یا باعبداله الحسین

نفس بده که نفس پای این علم بزنم

نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

سرم فدای قدمهات آرزو دارم

که سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم

کنار سینه زنان چه می شود ارباب

میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

که چشم بر قدم صاحب علم بزنم

نفس بده که زشب تا غروب تاسوعا

میان نوحه کنانت دوباره دم بزنم

سروده حسن لطفی


 
سه شنبه 26 آذر ماه سال 1387
جشن عید غدیر

جشن هیئت وارثان ثارالله علیه السلام بمناسبت  

عید غدیرخم عید ولایت امیرالمومنین علیه السلام  

روز سه شنبه ۲۶/۹/۸۷ راس ساعت ۲۰ در حسینیه دامغانی ها واقع در شهرک ولی عصر عج خیابان شهیدان بهرامی(یاران) برگزار خواهد شد .التماس دعا


 
سه شنبه 26 آذر ماه سال 1387
عید غدیر عید ولایت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام مبارکباد

صاحب این دل شیدا مهدی است

ولی نعمت عظما مهدی است

در مسیری که به سوی حق است

مقصد قافله ها تا مهدی است

ذکر اعظم که مراجع دارند

بهترین وقت سحر یا مهدی است

آخرین ساقی صهبای غدیر

پسر حضرت زهرا مهدی است

به خدا عید غدیر هرسال

موقع بیعت ما با مهدی است

دست مردانه به دستش بدهیم

سر به فرمان مطاعش بنهیم

 

حق زما دیده ی بینا خواهد

دلی از شرک مبرا خواهد

تا که افزوده شود حب علی

در حریم دل ما جا خواهد

شیعه ی ناب زخود می پرسد

از تو ای شیعه چه زهرا خواهد

این ولایت که تو در دل داری

آنچنان هست که مولا خواهد؟

شیعه با حرف و سخن شیعه نشد

حق زما توشه تقوا خواهد

در عمل در سخن و گفت و شنود

مرضی خاطر او باید بود

 

علی آن صاحب تیغ دو سر است

علی آن که زهمه مردتر است

لیله القدر اگر زهرا بود

مرتضی صاحب فیض سحر است

جبرئیل است سخن می گوید

از همه شیر خداوند سر است

انبیا دور سرش می گردند

که علی قبله ی اهل نظر است

به روی دست گرفتش احمد

گفت این عشق من و تاج سر است

بی علی سوی خدا راهی نیست

مظهر کامل اللهی نیست

 

ای مسلمان دیار سلمان

ای محبان تبار سلمان

خوب گر دیده ی خود وا بکنید

دل سپارید به کار سلمان

دل و جان بر کف حیدر دادن

بوده خود دار و ندار سلمان

صلواتی که رود تا به نجف

بنمایید نثار سلمان

صاحب ده درجه ایمان است

فیض منّاست شعار سلمان

آبروی همه ی ما او بود

محرم حضرت زهرا او بود

 

همه خوردیم می از جام علی

بهره بردیم زاکرام علی

این که ما عاشق زینب هستیم

بوده از خوبی اقدام علی

اسم ما برده و کرده است دعا

خرج ما شد سحر و شام علی

به خدا هر گره را بگشاید

گفتن مرتبه ای نام علی

کاش تا عاقبت ما گردد

غرق خون، مثل سرانجام علی

یا امین الله اعظم حیدر

ساقی اشک محرم حیدر

سروده ی جواد حیدری

 


 
پنجشنبه 7 آذر ماه سال 1387
مراسم عزاداری امام جواد علیه السلام

دسته عزاداری 

 هیئت وارثان ثاراله علیه السلام  

بمناسبت شهادت حضرت جوادالائمه روز جمعه 8/9/87 بعد از نماز مغرب و عشاء از مسجد امام هادی به سمت مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام برگزار خواهد شد. التماس دعا 


 
پنجشنبه 7 آذر ماه سال 1387
شهادت حضرت امام محمد تقی علیه السلام تسلیت باد

کاسه ی انگور

از پشت درب بسته کسی آه می کشد  

یوسف دوباره ناله ز یک چاه میکشد

در زیر پای هلهله ها این صدا ی کیست

این پای کوب دست فشانی برای کیست

از ظرف آب ریخته بر این زمین بپرس

از یک کنیز یا که از آن یا از این بپرس

زرد است از چه گندم روی دل رضا

بر باد رفته است چرا حاصل رضا

زلف مجعد پسرش را نگاه کن

آنگاه یاد یوسف غمگین چاه کن

ای کاش دست کاسه ی انگور می شکست

تا چهره ی جواد به زردی نمی نشست

ای کاش زهر قاتل و مسموم خویش بود

ای کاش کشته ی اثر شوم خویش بود

دیدند چند طایفه ای از کبوتران

با بال روی بام کسی سایه گستران

سروده ی رضا جعفری


 
شنبه 18 آبان ماه سال 1387
جشن ولادت امام رضا علیه السلام

جشن هیئت وارثان ثارالله علیه السلام بمناسبت ولادت  

حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام  

روز یک شنبه  ۱۹/۸/۸۷ راس ساعت ۲۰ در منزل برادر موحدی نیا واقع در شهرک ولیعصر خیابان شهید احمد حسینی کوچه شهید سلمانی برگزار خواهد شد.التماس دعا


 
شنبه 18 آبان ماه سال 1387
ولادت با سعادت حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد
شما یک آسمان باران نابی

برای خشکی چشم خرابی

میان کاسه های خالی ما

نزول قطره های مستجابی

بتابان گنبد و گلدسته ها را

تو تنها قبله گاه آفتابی

تمام معجزات عیوسی را

نشان دادی میان کاسه ابی

برای زائر غرق گناهت

همیشه مظهر حسن الثوابی

کنار پنجره فولاد، هرکس

برای مشکلش دارد جوابی

سروده محمد بختیاری 

 *** 

گل می کند بهار تو در باغ سینه ها

پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها

نقاره می زنند به بامت فرشتگان

حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها

دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین

تایید می کند سخنم را قرینه ها

اول همین که سمت حریم تو آمدند

صدها هزار مرد غریب از مدینه ها

دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند

در سینه های عاشق وصل تو کینه ها

تجدید کن حکومت خود را به قلبها

اینجا فراهم است برایت زمینه ها

گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم

آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها

دارد حکایت از عشاق گنبدت

یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت

هر سر که از خیال تو پر شور می شود

دریای بر کرانه ای از نور می شود

در شعله ی محبت تو سینه تا گداخت

غرق تجلی است وشب طور می شود

با هر "وان یکاد" لبان فرشته ها

صد چشم زخم از حرمت دور می شود

فردا که موج خیز هراس است زائرت

در ساحل نجات تو محشور می شود

با پلک بسته آمده دشمن به جنگ تو

از بس حریم قدس تو پر نور می شود

چون حوض کوثر است گوارا عقیق تو

فوق بهشت آمده صحن عتیق تو

ما را به گوشه حرم خود مقیم کن

مهمان مهربانی دست کریم کن

تا شعله زار شوق تو بالی بگسترد

ای صبح، دشت عاطفه را پر نسیم کن

دربانی حریم تو در آرزوی ماست

ما را عصا به دست بخواه و کلیم کن

مژگان ما که سمت شکوه تو وا شده است

وقف غبار روبی فرش و گلیم کن

بی اطلاع از اول و از آخر خودیم

ما را که حادثیم، رهین قدیم کن

این دل زجنس پنجره فولاد تو نبود

یعنی که زود می شکند از فراق، زود

خورشید گرم چیدن بوسه زماه توست

گلدسته ها منادی شوق پگاه توست

آری شگفت نیست که بی سایه می روی

خورشید هم زسایه نشینان ماه توست

از چشم آهوان حرم می توان شنید

این دشتها به شوق شکار نگاه توست

بالای کاشی حرم تو نوشته است

هرجا دلی شکست همان بارگاه توست

با این که سال هاست سوی طوس رفته ای

اما هنوز چشم مدینه به راه توست

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود

دیگر مسافرم زسفر بازگشته بود

هرچند سبز مانده گلستان باورت

آیینه ای جز آه نداری برابرت

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است

با شوق دیدنت شده آواره خواهرت

دیگر دلی به یاد دل تو نمی طپد

بالی نمانده است برای کبوترت

مثل نسیم می رسد از ره جواد تو

یعنی نمی نهی به روی خاکها سرت

تنها به کرب و بلا سرنهاده بود

مردی که داشت نوحه گری مثل مادرت

اشک تو هست تا به ابد روضه خوانمان

تا کربلاست همسفر کاروانمان

سروده محمد جواد زمانی  


 
جمعه 3 آبان ماه سال 1387
شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

رنج این روضه مرا سوزانده

که لعینی دل تو لرزانده

خانه ای را که ملک در آن است

دشمنت با شرری سوزانده

آن چنان سخت هجوم آوردند

که دهان همگی وا مانده

بسکه بی رحم تو را می بردند

کفشهایت دم در جا مانده

به جفا کاری و حرمت شکنی

دشمنت کینه به دل می رانده

بخدا سخت تر از این غم نیست

که عدو چشم تو را گریانده

بارالها تو نیار آن روزی

که شود حجت حق درمانده

دل من هم به تسلای غمت

پشت دیوار بقیع جامانده

سروده کمال مومنی 

*** 

چند دو بیتی از کتاب احد تا غدیر(آرام دل)

شیعیان رهبر ما را کشتند 

صادق آل عبا را کشتند 

نور چشم علی و فاطمه را  

وارث کربوبلا را کشتند 

***   

دل او را دل شب آزردند 

از درو بام هجومش بردند 

ریسمان چونکه به دستش بستند 

غنچه هایش به حرم پژمردند 

*** 

 هرزمان رنگ جفا را می دید 

کوچه و کرب و بلا را می دید 

خانه اش چونکه در آتش می سوخت 

خیمه ی آل عبا را می دید 

 

 


 
یکشنبه 31 شهریور ماه سال 1387
شعر شهادت امیر المو نین علی علیه السلام

دور شمع پیکرت، گردیده ام خاکسترت

ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت

از نفس های بلندت میل رفتن می چکد

حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت

تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را

مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرت

حیف شد، از آنهمه دلواپسی کودکان

کاسه های شیرمانده روی دست دخترت

کاش می مردم نمی دیدم به خاک افتاده است

هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرت

خلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست

با صدای واعلی و وای حیدرحیدرت

شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را

دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت

با شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد

الامان از کاروان دختر بی معجرت

می روی اما برای صد هزاران سال بعد

میل احسان می نماید غیرت انگشترت

سروده علی اکبر لطیفیان

***

با تو ای فاطمه جان وقت ملاقات من است

رویت ای یار علی قبله ی حاجات من است

بر لب خونی من زمزمه ی یازهراست

نامت آرام دل و رمز فتوحات من است

وقت تنهایی من یاور و یارم بودی

بر تو ای دخت نبی فخر و مباهات من است

استخوان از گلویم، خار زچشمم بردار

گه نگاه و سخنت اوج مناجات من است

عاقبت شان نزول من و تو شد تاویل

سیلی،آیات تو زخم سر، آیات من است

تو و آن سینه ی مجروح، من و فرق دوتا

آن مدال تو این طرح موالات من است

من و این چهره ی خونین تو آن روی کبود

یعنی ای یاس علی روی تو مرآت من است

سرو پهلوی شکسته دل و این دیده ی خون

آن علامات تو این هم علامات من است

سجده گاه من و تو، هردو به خون آغشتند

چه شبیه همه حالات تو حالات من است

تو به دیدوار و در افتادی و من در محراب

این هم امضای قبولی عبادات من است

گربه فریاد علی عشق تو صد جا برسد

برزخی نیست در اینجا که خرابات من است

سروده ی محمود ژولیده  

 


 
دوشنبه 25 شهریور ماه سال 1387
میلاد مبارک

ولادت خجسته و با سعادت  

حضرت امام حسن مجتبی  

کریم اهل بیت علیه السلام مبارک باد


 
دوشنبه 25 شهریور ماه سال 1387
شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

مسیر عشقبازان سوی یار است

زمین عشقبازی کوی یار است

به هر جان بنگری بینی خدا را

که دائم در تجلی روی یار است

اگر دعوت شدی در این ضیافت

زیمن مقدم نیکوی یار است

شب قدری که قرآن گشته نازل

همه قدرش زعطر بوی یار است

اگر دلها در این شبها خدایی است

بدان ماه مبارک مجتبایی است

حسن سرمایه ی زهرا و حیدر

مبارک سوره ی قرآن داور

دلیل برکت نسل محمد

حسن زیباترین تفسیر کوثر

پس از جد و اب و ام، مجتبی هست

برای چهارده معصوم، سرور

زیا محسن اگر حاجت بخواهی

قسم براو بده، با دیده ی تر

بود نزد خدایش آبرو دار

به نام او گنه از دوش بردار

خدا را شکر نامت بر لب ماست

که نام تو صفای مکتب ماست

حسینت بر تو ما را رهنمون است

رسیدن بر تو اوج مذهب ماست

اگر اهل مناجات خدایی

نگاه تو صفای هر شب ماست

نه که امشب، تمام عمر سوگند

حسن جان یا حسن جان یارب ماست

دوچشمت از گدا خسته نباشد

درت بر سائلان بسته نباشد

نبی هنگام دیدار تو، مدهوش

که دیدار تو از سر می برد هوش

بدی دیگران و خوبی خود

کنی با حسن خلق خود فراموش

ادب سازی کنی، در کودکی هم

به نزد مرتضی هستی تو خاموش

بود عمری که از زهرا بخواهیم

کند ما را به راه تو کفن پوش

اگر از نام ثاراله مستیم

رهین لطف و احسان تو هستیم

تو قرآن کریم و راستینی

خداوند کرم روی زمینی

تمام سوره ی المومنونی

که فرزند امیرالمومنینی

زتو کم خواستن نوعی گناه است

تو دست باز رب العالمینی

تو آنی که بدون شک بگویم

حسین و کربلا می آفرینی

تو با صلحی که اندر کوفه کردی 

مسیر عشق را مکشوفه کردی

الا ای که به هر دوران غریبی

نشان تو بود، جانان غریبی

معاویه تو را بهتر شناسد

که تو در لشگر یاران غریبی

زیارتنامه هم حتی نداری

قسم بر تربت ویران غریبی

امام دوم خانه نشینی

زنامردی نامردان غریبی

تو کودک بودی و غربت کشیدی

تو مادر را به خاک کوچه دیدی

سروده ی جواد حیدری  


 
دوشنبه 25 شهریور ماه سال 1387
یا صاحب الزمان

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما

آرام راه ساحل دریا بگیرد

آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم

شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت

تاقبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید

 تا انتقام دست زهرا را بگیرد

سروده علی اکبر لطیفیان


 
شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
جشن میلاد امام زمان (عج)

جشن هیئت وارثان ثارالله علیه السلام بمناسبت ولادت با سعادت

حضرت حجت ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 روز یکشنبه 27/5/87 راس ساعت 10 صبح در منزل برادر حبیبی فر واقع در شهرکی ولیعصر خیابان شهید پریمی(شریعتی) میلان 7 برگزار خواهد شد. التماس دعا


 
جمعه 25 مرداد ماه سال 1387
میلاد مبارک

خجسته میلاد با سعادت آخرین ذخیره الهی

حضرت حجت ابن الحسن المهدی (عجل اله تعالی فرجه الشریف )

 بر همه ارادتمندان حضرتش تبریک و تهنیت باد.


 
جمعه 25 مرداد ماه سال 1387
شعر ولادت با سعادت امام زمان عج اله تعالی فرجه الشریف

ستاره نرگس

ای به دامان ستاره نرگس

آمدی؟ ماه پاره ی نرگس

ای زشب تا سحر به خاطر تو

لحظه ها هم شماره ی نرگس

همه هستی در انتظار تو بود

ای رسول هزاره ی نرگس

عالمی مست نرگس مستت

ای به سینه شراره نرگس

همه کس غرق نیمه ی شعبان

همه جا جشنواره ی نرگس

ای حروف مقطع قرآن

ای سرود هماره ی نرگس

میم و حا، میم و دال، یعنی تو

ای خبر ای گزاره ی نرگس

ای دل آرای سیزده معصوم

چارده استعاره ی نرگس

پرسش مخفیانه ی بابا!

پاسخ با اشاره ی نرگس!

مثل حیدر تولدت پنهان

کعبه ات در کناره ی نرگس

همه اسماء نور را خواندی

یک به یک تا شماره ی نرگس

اولین سجده ی تو دیدن داشت

پیش بهت نظاره ی نرگس

بهتر از آن ،شهادتینت بود

بهترین یادواره ی نرگس

که زبَدو تولدش، نورش

می رود تا ستاره ی نرگس

از لبت غنچه ی دعا می ریخت

شیعه را تا بهاره ی نرگس

مادرت را به نام می خواندی

تا که بی استشاره ی نرگس

بوی یاس آمد و گل زهرا

رفت از گاهواره ی نرگس

رفت تا آسمان هفتم تا

گل کند ماه پاره ی نرگس

ماند تا ساعتی دگر بر لب

خنده ی نیمه کاره ی نرگس

آن سزاوارتر زنرگس کیست؟

که برد شیرخواره ی نرگس

شاید او پیش مادرش زهراست

بی نیاز از نظاره ی نرگس

به خدا می برد پناه اما

شد مجاب استجاره ی نرگس

غیبت کوچکش به سر آمد

چاره شد انتظاره ی نرگس

ای رخت غائب از نظر برگرد

چاره ای ای ستاره ی نرگس

مادرت را به هوش آوردی

ای حیات دوباره ی نرگس

وای از نرگس خیام حسین

که زکف رفت چاره ی نرگس

گاهواره دوباره خالی شد

این کجا، گاهواره ی نرگس

روی دست حسین بر می گشت

جگر پاره پاره ی نرگس

چه ربابی چه مادری ای وای

معجر و گوشواره ی نرگس

سروده حاج محمود ژولیده

***

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند

دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما

پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند

شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام

و کوچه کوچه شهرم دوباره زندان ماند

برای آمدنت چند سال بایستی

در این تراکم بی انتهای ویران ماند؟

نیامدی که ببینی نگاه منتظرم

چه روزها به امید تو زیر باران ماند

سکوت آخر حرف من است چون بی تو

دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند

سروده محمد بختیاری

***

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاک آن ولی سبحان

آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گردید عیان

سروده صفا تویسرکانی

***

ای مخزن سر کردگار ادرکنی

ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی

بگزیده برای خویش هرکس یاری

ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی

سروده صغیر اصفهانی

***

برخیز که حجت خدا می آید

رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر

بوی گل نرگس از فضا می آید.

سروده قاسم رسا

***

ای وارث تاج و تخت محمود بیا

مرآت صفات پاک معبود بیا

خلق آرزوی بهشت موعود کنند

والله تویی بهشت موعود بیا

سروده قاسم رسا


 
یکشنبه 13 مرداد ماه سال 1387
شعر ولادت با سعادت حضرت امام حسین علیه اسلام

ای اتصال نوری ما تا خدا حسین

بی تو نبود خلقت ما کیمیا حسین

ای نور تو امانت اصلاب شامخه

گشتی شهود خلق وعیان شدخدا حسین

دنیا و آخرت به جمالت جلا گرفت

عالم حجاب محض و تو بدر الدجا حسین

روشن تر از درخشش خورشید مشرقین

در جان ماست نور جمال شما حسین

تسلیم عشق هول قیامت نمی چشد

ای سایه ی ولای تو تایید ما حسین

بی تو بشر قابل ذکر و ثنا نبود

تو آمدی و شد گل ما بر ملا حسین

خیل ملک به طینت ما سجده کرد وگفت

مسجود ماست آیه ای از هل اتا حسین

هر جا که هست نور خدا سجده واجب است

آری به پیشگاه خدا سجده واجب است

بی تو اله نور پرستش نمی شود

رب جلی بدون تو کرنش نمی شود

ای باطن حقایق واسرار لو کشف

در ذات دین بجز تو سفارش نمی شود

دستی نمی رسد به تو الا المطهرون

بی دست تو تکامل و جوشش نمی شود

عشق حقیقی دل مومن ولای تست

با تو خیال عشق مشوش نمی شود

ای صورت گذشته و آینده دست تو

بی پاسخت ز نزد تو پرسش نمی شود

هرگز پیمبری به مقام پیمبری

بی اشک روضه ی تو پذیرش نمی شود

ای ساقی سبوی شهادت اراده کن

جان را اراده کن که به کوشش نمی شود

آن ساغری که پرده ی پندار می درد

ما را ز خویش تا به سر دار می برد

دل را شعاع جلوه ی جانان عوض کند

غم را نگاه مست طبیبان عوض کند

مستی کجا و باده ی هجده عیار عشق

جان را پی امام شهیدان عوض کند

عشقت چو پیش دوزخیان عرضه میشود

صدها زهیر خیمه به رضوان عوض کند

ای از  نسیم یکدم تو نو بهار ها

نامت مسیر گردش طوفان عوض کند

ما از ره تراجمه الوحی می رویم

دل را صدای ناطق قرآن عوض کند

آن را که از مسیر تو بیرون نهد قدم

هر روز رنگ چهره ی ایمان عوض کند

باور نمی کنیم به جز بِر والدین

نیکی به تو مسیر گناهان عوض کند

رفتار تو معلم رفتار انبیاست

گفتار تو ملین دلهای اولیاست

ای گاهواره ی تو همان کشتی نجات

ما را رسان به ساحل سرخابی فرات

جبریل در ترنم لالایی تو دید

مادر گرفته بود به نجوای کربلات

قامت بلند از چه به کوته ترین زمان

طاقت نداشتی به رحم مادرت فدات

از بس نوای العطش تو بلند بود

خشکیده شیر مادر مظلومه ات برات

گفتا مرا به تشنه جگر حاجتی نبود

گفتند این گلوست همان چشمه ی حیات

گفتا مگر که گریه کنی دارد این پسر

گفتند تا قیام قیامت چو امهات

گویا ز راز سینه ی مادر شنیده ای

سازم نثار، کودک شش ماهه ای به پات

مهدی بیاید و تو خطاب از حرم کنی

رجعت بیاید و تو علی را علم کنی

ای خوی تو به نرمی احساس فاطمه

وی لهجه ات ز گرمی انفاس فاطمه

ای وارث شجاعت وجود پیمبری

دست کرامتت گل احساس فاطمه

آن صورتت که صورت تمثیلی خداست

یک جلوه است از دل حساس فاطمه

ای سرو ناز باغ علی زودتر ببال

شاید کمک شوی تو به دستاس فاطمه

چندان مجال نیست به این روز های خوش

وای از هجوم دشمن خناس فاطمه

بعد از عروج فاطمه نیلی شوند باز

باغ شکوفه های گل یاس فاطمه

روز ی که خون زاده ای ام البنین چکد

عباس اوست حضرت عباس فاطمه

با عاشقان سخن زجدایی ملال نیست

تا عصر کوفه فاصله بیش از هلال نیست

سروده ی حاج محمود ژولیده


 
یکشنبه 6 مرداد ماه سال 1387
مراسم عزاداری

مراسم عزاداری هیئت وارثان ثاراله علیه السلام بمناسبت

شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام

روز یکشنبه ۶/۵/۸۷ راس ساعت ۳۰/۲۱ در مسجد موسی ابن جعفر علیه السلام واقع در شهرک ولی عصر خیابان به خیال کوچه ۲۳ برگزار خواهد شد. التماس دعا


 
یکشنبه 6 مرداد ماه سال 1387
شهادت حضرت موسی ابن جعفر تسلیت باد

 

موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی

راهی برای رد شدن قوم، وا کنی

زنجیر های زیر گلویت مزاحم اند

فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی

در یک بدن بجای همه درد می کشی

می خواستی تمام خودت را فدا کنی

وقت اذان مغرب این تازیانه هاست

وقتش رسیده است که افطار وا کنی

مثل علی عروج نمازت امان نداد

فکری به حال فاصله ی ساق پا کنی

عیسی مسیح من به صلیبت کشیده‌اند

اینگونه بهتر است خدا را صدا کنی

حالا میان قحطی تابوت های شهر

باید به تخته های دری اکتفا کنی

سروده ی علی اکبر لطیفیان

***

سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم

لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم

هر سحر با ضربه ی سیلی نمودم روزه آغاز

زیر آماج لگد در لحظه ی افطار بودم

گرچه زندانبان مرا میزد به نامردی ولیکن

من برای عفو او در ذکر یا غفار بودم

من زکیه سیرتم زهرا تبارم زینبی ام

گاه یاد شام وگه یاد در ودیوار بودم

چونکه می بردند نامردان به سوی چارمیخم

یاد بند گردن مولا وآن مسمار بودم

چونکه می افتاد دندانی ز من از دست سنگینی

یاد چوب خیزران و کوفه بدکار بودم

فاصله افتاده بین استخوانهای نحیفم

یاد غمهای سه ساله بسکه در آزار بودم

تا که می خندید دشمن بر شکسته حرمتم

یاد سر گردانی زینب سر ِ بازار بودم

 سروده ی محمود ژولیده


 
پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387
نیمه رجب سالروز وفات اسوه صبر حضرت زینب سلام اله علیها تسلیت باد
چون قافله ی عشق رسیدند زراه

برتربت شاه دین بصد ناله و آه

زینب بسر قبر برادر می گفت

لاحول ولا قوه الا باالله

سروده صفا تویسرکانی

***

زینب که نماینده بود زهرا را

بگرفته بدست رشته ی دلها را

از صبر خدائی است که با آن همه غم

شیرازه کند کتاب عاشورا را

سروده سیدرضا مو ءید

***

ای سرکه بود بار غمت بر دوشم

زود است که داغ تو کند گل پوشم

بر خطبه ی من تو گوش کردی اکنون

قرآن تو بخوان که من سراپا گوشم

سروده سید رضا موءید


 
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387
اشعار ولادت حضرت علی علیه السلام

شب سیزده

هردلی که دچار لیلا بود

خوشی روزگار لیلا بود

از کرامات عاشقی است اگر

نام مجنون کنار لیلا بود

میل صحرا نشینی مجنون

بیشتر اعتبار لیلا بود

آنچه دلهای بی شمار ی داشت

محمل در غبار لیلا بود

بی نیاز است از عبادت ما

کعبه ای در حصار لیلا بود

امشب ای عشق در طواف توام

سیزده شب در اعتکاف توام

بال با من، پریدنش با تو

سمت بالا کشیدن با تو

شوق تنزیل آیه ها با من

جبرییل آفریدنش با تو  

گندم کال مزرعه با من

فصل گرم رسیدنش باتو

نخل با من رطب با من

دست مشتاق چیدنش با تو

سجده بر خاک پای تو با من

دست بر سر کشیدنش با تو

قل هو الله یا احد یا هو

وحده لا اله الا هو

کعبه آن قدر بی تو زیبا نیست

بی حضورت مطاف دنیا نیست

بی سبب رد نکرد مریم را

این طرفها که جای عیسی نیست

کعبه مختص حال امروز است

مثل دیروز ومثل فردا نیست

سوره ات را خودت نزول بده

ورنه جبریل مرد اینها نیست

تو که از این طرف نمی آیی

پس چه بهتر درحرم وا نیست

ای مسیحای سبز بنت اسد

آیه لم یلد ولم یولد

ای که صبح ازل شروعت بود

کهکشان حیطه ی طلوعت بود

بهترین لحظه ها برای خدا

لحظه ی سجده خشوعت بود

آنچه دیشب مرا سلیمان کرد

خواب انگشتر رکوعت بود

چاه وقفی ونخل های بلند

حاصل چله های جوعت بود

ای سر آغاز مرد بی پایان

ای که صبح ازل شروعت بود

کس ندیده است ارتفاع تورا

 آفتاب تورا شعاع تورا

به نگاهت کمی نقاب بده

فرصتی هم به آفتاب بده

از خودت از بیان شرح خودت

دست پیغمبران کتاب بده

تا رطب های من شود باده

نخلهای مرا شراب بده

تا بلنداترین صدات کنم

به لبم حق انتخاب بده

یا علی یا علی بهارم باش

فصل جان دادنم کنارم باش

این همه مستجیر مال شماست

التماس فقیر مال شماست

مرد دیروز حضرت امروز

از احد تا غدیر مال شماست

تا خدا بوده تا خدایی هست

لقب یا امیر مال شماست

از تمامی فرش های زمین

تکه ای از حصیر مال شماست

از سر سفره ی مدینه فقط

نمک و نان وشیر مال شماست

زندگی تو مثل مردم نیست

نان تو از تبار گندم نیست

بی نظیر عرب بدون مثل

آفتاب عجم بدون بدل

یا هو الظاهر و هوالباطن

یا هوالآخر وهو الاول

تو رسیدی و وحشت افتاده است

بر سر شانه های لات و هبل

اسدالله غزوه ی احزاب

یل میدان لحظه های جمل

مرد دلدل سوار روز احد

آینه دار خشم عزوجل

الامان از سوار آمدنت

وقت با ذوالفقار آمدنت

نام تو بوی سیب می آرد

روی دلها بهار می کارد

تو همان پیر مرد نخلستان

پیر مردی که نان جو دارد

ای که دلتنگ صبح زهرایی

گریه ی چشم های تو دارد

اول کوچه ی بنی هاشم

روی تابوت شهر می بارد

غسل نیلی فاطمه هر شب

خاطرات تو را می آزارد

هیچ کس مثل تو حبیب نداشت

سر سفره نسیم نداشت

سروده  علی اکبر لطیفیان

 

***ا

ای حیدر شهسوار وقت مدد است

ای زبده ی هشت و چار وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است

سروده ابوسعید ابوالخیر

***

در مخزن لایموت دردانه علی است

در کون و مکان امیر فرزانه علی است

در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس

معلوم شود که صاحب خانه علی است

سروده محمد حسین صغیر اصفهانی

***

مهر تو سرشته حق در آب و گل من

جا کرده چو جان در آب و گل من

از مهر علی و مهر اولاد علی

محصول دو عالم من و حاصل من

سروده ملامحسن فیض کاشانی

***

امروز گلی شگفته در عالم شد

کز مقدم پاک او جنان خرم شد

در پیش علی دم از مسیحا کم زن

عیسی زدم علی مسیحا دم شد

سروده قاسم رسا

***

ای شاه نجف فدای لطف و کرمت

جانم به فدای چارگوش حرمت

کی می شود از لطف بگویی یک بار

بعد از نجفم کربوبلا می برمت

سروده کمال مومنی

 


 
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387
ولادت امیر المومنین مبارکباد

جشن ولادت هیئت وارثان ثاراله علیه السلام بمناسبت

ولادت حضرت علی علیه السلام

روز سه شنبه ۲۵ تیرماه ۸۶ بعد از نماز مغرب و عشاء در حسینیه دامغانی ها واقع در شهرک ولی عصر خیابان شهیدان بهرامی (یاران) برگزار خواهد شد .التماس دعا


 
شنبه 22 تیر ماه سال 1387
ولادت با سعادت حضرت جواد الائمه را تبریک عرض می نمائیم

ای کوی تو قبله ی مراد ادرکنی

ای دادرس روز معاد ادکنی

ای گشته زفرط جو د و احسان و عطا

مشهور و ملقب به جواد ادرکنی

سروده صغیر اصفهانی

***

دلها زقدم دوست شاد است امشب

سیراب زچشمه ی مراد است امشب

بشگفته تقی شکوفه ی باغ رضا

فرخنده ولادت جواد است امشب

سروده قاسم رسا

***

ای حجت برحق خدا ادرکنی

محبوب تمام اولیا ادرکنی

ای آنکه به برکت قدومت هستی

دلداده حضرت رضا ادرکنی

سروده کمال مومنی


 
دوشنبه 3 تیر ماه سال 1387
جشن ولادت حضرت زهرا سلام اله علیها

جشن ولادت با سعادت

صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام اله علیها

روز یکشنبه و دوشنبه (۲ و ۳ تیرماه ۸۷) بعد از نماز مغرب و عشاء در حسینیه دامغانی ها واقع در شهرک ولی عصر خیابان شهیدان بهرامی(یاران) برگزار خواهد شد التماس دعا


 
یکشنبه 2 تیر ماه سال 1387
شعر ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام اله علیها

 

 

بر مقدم دختر پیمبر صلوات

بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبریک

بر مادر شیعیان حیدر صلوات

سروده مهدی پناهی

 

***

طوبای محمد

بر عالم سرما زده گرما دادند

خورشیدترین.. ترا به دنیا دادند

با سجده و سجاده چهل روز گذشت

تا عاقبت آن سیب خدا را دادند

مفهوم حقیقی حیاتی بانو!

با تو به زمین معنی ومعنا دادند

تا اینکه به سوی آسمانها بپریم

با نام شما به بالمان پا دادند

بامعجزه ی کنیز چشمان شما

هی مرده گرفتند ومسیحا دادند

ای قبله لبهای محمد زهرا

سر سبزی طو بای محمد زهرا

تسبیح خدا که از ازل می کردی

سجده به هُوَ عز وجل می کردی

در لحظه ی ناب سحر هر جمعه

یاد همه ی اهل محل می کردی

با شهد نگاه مهربانت هر روز

تلخی زمانه را عسل می کردی

لبخند که می زدی همه غم ها را

در چشم علی چه زود حل میکردی

یک دست به آسیاب سنگی با درد

با دست دگر بچه بغل می کردی

زحمت کش خانه ی علی یا زهرا

مهتاب شبانه ی علی یا زهرا

تو فاطمه هستی وکسی کوثر نیست

از رتبه ی قدسی تو بالاتر نیست

تا روز ابد اگر بماند دنیا

غیر از تو کسی هم نفس حیدر نیست

ای شان نزول همه ی آیین ها

بی معرفت مهر تو پیغمبر نیست

هر روز می آید دم در بابایت

یعنی احدی از گل من بهتر نیست

این واجب عینی است ببوسد دستت

این مهر پدر به ناز یک دختر نیست

یعنی که توییی بانی خلقت زهرا

یعنی که تویی راه سعادت زهرا

ای بال وپر فرشته ها دورو برت

ای حور زمین که آسمان زیر پرت

با پای ورم کرده سر سجاده

هرگز نشود ترک دعای سحرت

صد بارشنیده شد که پیغمبر گفت

ای روی دو پهلوم فدایت پدرت

خرمای بهشتی تورا می خواهد

این معتکف دائمی پشت درت

تا حشر بماند به دل دنیامان

غمنامه این زندگی مختصرت

ای ناله ی جانسوز مدینه زهرا

خاکستر تو مانده به سینه زهرا

بی تو همه ی باغچه هامان زردند

از داغ وغم دوشنبه ها دل سردند

از روز سقیفه تا که بازوت شکست

بر حرمت این خانه بلا آوردند

با ضربه ی یک غلاف بی شرم وحیا

ای وای بمیرم چه کبودت کردند

تو رفتی و مادران این داغ هنوز

مارا به بهانه ی غمت پروردند

حالا همه ی قبیله ات در به درند

کی در حرم امن تو بر می گردند

عجل لولیک تو بخوان یا زهرا

ای مادر صاحب الزمان یا زهرا

سروده ی علیرضا لک

 

***

 محشر دم از اعتبار او خواهد زد

او دست به کار جستجو خواهد زد

در کار شفاعت از غلامان حسین

زهرا به خدا ی کعبه رو خواهد زد

سروده کاظم بهمنی


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 188227


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها