X
تبلیغات
رایتل
























هیئت وارثان ثارالله علیه السلام

هیئت وارثان ثارالله (ع) تهران شهرک ولی عصر عجل الله تعالی فرجه

این روایت که رسیده به همه

نقل گردیده ز ام‏السلمه

 

گفت دیدم که به هنگام وداع

با نبى دشمن او کرد نزاع

 

خواست احمد کند از حق تأیید

جانشینى على را تأکید

 

لب چوتر کرد به تمجید على

شد عیان کینه خصم ازلى

 

دست دیرین عداوت رو شد

مصطفى را، عدو بد گو شد

 

تیر کین در هدف جانش کرد

خسته از تهمت هذیانش کرد

 

بین حضار پر از همهمه شد

نگران‏تر ز همه فاطمه شد

 

به عدو خرده گرفتند همه

اشک از دیده بسفتند همه

 

شد پیمبر چو مهیاى جنان

آمد از مأذنه آواى اذان

 

راه ابلیس به محراب افتاد

اولى، جاى پیمبر استاد

 

مصطفى خسته و بى تاب آمد

سر خود بسته به محراب آمد

 

دل پر غصه حیدر بگرفت

زیر آغوش پیمبر بگرفت

 

با تب و تاب به محراب رسید

خویش را تا سر سجاده کشید

 

با چه حالى به نمازش پرداخت

کار را با مدد حیدر ساخت

 

بعد سجده چو به پا مى‏افتاد

لاجرم تکیه به حیدر مى‏داد

 

او که در راه هدایت فرسود

پس از اتمام نمازش فرمود

 

دو امانت به شما بسپارم

بهرتان عترت و قرآن دارم

 

این دو را خوب تمسک جوئید

زین دو، تا حشر تبرک جویید

 

چونکه برگشت پیمبر به حرم

سوخت چون شمع سراپا ز الم

 

گرد او اهل حرم جمع شدند

همه پروانه آن شمع شدند

 

شکوه چون فاطمه بر بابا کرد

پدر از مرحمتش نجوا کرد

 

دو سخن زیر لب آنگاه، رسول...

گفت آهسته به زهراى بتول

 

گفت از هجرت و، زهرا گریید

گفت از وصلت و زهرا خندید

 

ساعت موت اباالقاسم شد

نوبت آه بنى هاشم شد

 

آه از این موقف پر شیون و شین

سینه احمد و قلب حسنین

 

نور جبریل امین ظاهر شد

ملک الموت نبى حاضر شد

 

صبر کن اى ملک نیک سرشت

که شده سینه او دشت بهشت

 

صبر کن این دو عزیز اللهند

ناز پرورد رسول اللهند

 

این دو مظلوم، گرفتار شوند

تیر باران ستمکار شوند

 

این یکى کشته به بطحا گردد

وان یکى کشته به صحرا گردد

 

این یک از زهر جفا کشته شود

وآن به خون پیکرش آغشته شود

 سروده محمود ژولیده

نوشته شده در 1386/03/01ساعت 13:59 توسط سعید نظرات (1)


 Design By : Pichak