هیئت وارثان ثارالله علیه السلام

هیئت وارثان ثارالله (ع) تهران شهرک ولی عصر عجل الله تعالی فرجه

دو بیتی و رباعیات مصیبت

الهی داد از این دل داد  از این دل

کنار قبر زهرا کرده منزل

بگو زهرا زجا خیزد ببیند

که ا شک دیده کردخاک او گل

 سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

چه فخری خالق از تو بنده کرده

که خونت دین حق زیبنده کرده

ولی زهرا: محبتهای زینب  

علی را روز و شب شرمنده کرده

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

چنان داغت دلم غمناک کرده

که دست من تو را در خاک کرده

بجایت زینب مظلومه تو

غبار غم ز رویم پاک کرده

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

ز سو زدل کنم گریه برایت

که دیگر نشنوم زهرا صدایت

در و دیوار خانه با نگاهم

بیادم آورد آ ن ناله هایت

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

کنار تربتت اندر دل شب

بود نام تو زهرا جاری از لب

به خانه تا روم با دیده تر

کشد ناز مرا مظلومه زینب

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

اگر محور به هر امکان علی بود

ولی بر فاطمه مهمان علی بود

کنار تربتت مظلومه زهرا

سر شب تا سحر گریان علی بود

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

 

***

چه شبهایی به یادت گریه کردم

زدیده دامنم پر لاله کردم

دگر نبود توانم خیزم از جا

نهان تا که تو هجده ساله کردم

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

چنان دست علی آتش برافروخت

که حتی میخ در در شعله اش سوخت

نداند کس بجز مولی الموالی

چگونه میخ در آن سینه را دوخت

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

سوزاند دل فاطمه را آتش کین

بین در و دیوار شده نقش زمین

با پهلوی فاطمه چها کرد لگد

کاندر یم خون از او شده سقط جنین

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

بر خلق جهان که گشته معلوم علی

از حق خودت شدی تو محروم علی

بر کنگره ی عرش بجان حسنین

با اشک نوشته است، مظلوم علی

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

چون مرغ سحر شکسته باشد بالم

یک تن نبود فاطمه پرسد حالم

رفتی تو ولی جان نبی روح علی

بی تو به خدا صفا ندارد عالم

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

خانه وحی

چه سبب گشته خدایا که چنین

خانه وحی امین می لرزد

گوئیا از غم فقدان نبی

همه ارکان زمین می لرزد

یا که آتش بگرفته حرمش

که چنین محور دین می لرزد

از فشار لگد و ضربه ی در

قلب زهرای حزین می لرزد

فاطمه دخت نبی رکن علی

دلش از سقط جنین می لرزد

حنجر و سینه ناموس خدا

تا صف حشر، یقین می لرزد

آه از آن صدمه سیلی عدو

پیکر و چشم و جبین می لرزد

بهر مظلومی زهرای جوان

به خدا عرش برین می لرزد

آری آرام دل از این ماتم

بهر اسلام مبین می لرزد

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

***

گل خوشبو

گواهی ای خدا زهرای خود را

به اشک دیده ام می شویم امشب

برای آخرین بار ای خدایا

گل خوشبوی خود می بویم امشب

مصیبت های پی در پی الهی

هجوم آورده از هرسویم امشب

هر آنچه دیده ام امشب ززهرا

خدایا با تو من می گویم امشب

نمودم در میان خاک تیره

بدست خود نهان بانویم امشب

بیاد سینه سوزان زهرا

بریزد ژاله ها بر رویم امشب

زجا خواهم اگر خیزم من زار

بیفتد لرزه بر زانویم امشب

عزای فاطمه هرجا که باشد

من ای آرام دل می پویم امشب

سروده مرحوم حاج احمد آرونی(آرام دل)

نوشته شده در 1386/03/18ساعت 13:00 توسط سعید نظرات (0)


 Design By : Pichak